امروز با خود قراری داشتم که دو صفحه از مثنوی و یک غزل حافظ و دو سه کار دیگر انجام دهم. مثنوی را آنلاین انتخاب کردم و این قسمت از دفتر اول آمد: تکان دهنده

هر که بیدار است او در خواب تر / هست بیداریش از خوابش بتر

چون به حق بیدار نبود (nabvad) جان ما / هست بیداری چو در بندان ما 

جان همه روز از لگدکوب خیال / وز زیان و سود وز خوف زوال

نی صفا می ماندش نی لطف و فر / نی به سوی آسمان راه سفر

خفته آن باشد که او از هر خیال/ دارد امید و کند با او مقال

دیو را چون حور بیند او به خواب / پس ز شهوت ریزد او با دیو آب

چونک تخم نسل را در شوره یخت / او به خویش آمد خیال از وی گریخت

ضعف سر بیند از آن و تن پلید / آه از آن نقش پدید ناپدید

مرغ بر بالا و زیر آن سایه اش / می دود بر خاک پران مرغ وش

ابلهی صیاد آن سایه شود / می دود چندان که بی مایه شود

بی خبر کان عکس آن مرغ هواست / بی خبر که اصل آن سایه کجاست

تیر اندازد به سوی سایه او / ترکشش خالی شود از جست و جو

ترکش عمرش تهی شد ، عمر رفت / از دویدن در شکار سایه تفت